واژهنامه
هر اصطلاحی که روی این سایت میبینید، با اینکه چطور محاسبه میشود و کجا گمراهکننده است.
- امتیاز درون صنعت
- عددی بین صفر و صد که از سه خانواده ساخته میشود: ارزشگذاری (۴۰٪)، کیفیت (۳۵٪) و رشد (۲۵٪). هر نسبت ابتدا درون صنعت به صدک تبدیل میشود، بعد صدکها وزندار ترکیب میشوند. امتیاز ۸۰ یعنی «از حدود ۸۰٪ همصنعتیها ارزندهتر»، نه «۸۰٪ سود میدهد». امتیاز دو شرکت از دو صنعت مختلف با هم قابل مقایسه نیست.
- رتبهٔ درونصنعتی
- هر شرکت فقط با شرکتهای همان صنعت مقایسه میشود. P/E طبیعی یک بانک با یک شرکت دارویی فرق دارد و مقایسهٔ مستقیمشان صنعتها را رتبه میدهد نه شرکتها. صنعتی که کمتر از چهار عضو رتبهگرفته دارد رتبهٔ درونصنعتی نمیدهد؛ چنین شرکتی «بدون رتبه» نمایش داده میشود، نه با رتبهای نسبت به کل بازار که برچسب صنعت خورده باشد.
- سرآمدان بازار (امتیاز بینصنعتی)
- بهترینِ قابلارزشگذاری هر صنعت به مرحلهٔ دوم میرود و آنجا با سرآمدان صنایع دیگر مقایسه میشود؛ نه با رتبه، بلکه با فاصله از هنجار صنعت خودش: P/E و P/B نسبت به میانهٔ صنعت، ROE و رشد سود منهای میانهٔ صنعت، و تبدیل سود به نقد. شرکتی که زیانده است، سود غیرعملیاتی دارد یا ارقامش کهنه است به این مرحله نمیرسد.
- P/E — نسبت قیمت به سود
- ارزش بازار تقسیم بر سود خالص سهم شرکت اصلی. از قیمت تقسیم بر EPS گزارششده حساب نمیشود، چون EPS روی تعداد سهام زمان صورت مالی زده شده و افزایش سرمایهٔ بعدی آن را کهنه میکند. P/E پایین میتواند ارزندگی باشد، یا سود یکباره (مثلاً تجدید ارزیابی) — برای همین قیدهای کنار عدد را بخوانید.
- P/B — نسبت قیمت به ارزش دفتری
- ارزش بازار تقسیم بر حقوق مالکانهٔ سهم شرکت اصلی. در بازاری با تورم بالا، ارزش دفتری داراییهای قدیمی کمگزارش میشود، پس P/B پایین همیشه به معنای ارزانی نیست.
- P/S — نسبت قیمت به فروش
- ارزش بازار تقسیم بر درآمد عملیاتی. برای شرکتهایی که سودشان نوسان زیادی دارد، معیار پایدارتری از P/E است.
- ROE — بازده حقوق صاحبان سهام
- سود خالص سهم شرکت اصلی تقسیم بر حقوق مالکانهٔ همان سهم. نشان میدهد شرکت با پول سهامدار چقدر سود میسازد. ROE بالا با بدهی زیاد، کیفیت پایینتری از ROE بالا بدون بدهی دارد.
- ROA — بازده داراییها
- سود خالص تقسیم بر جمع داراییها. برای بانکها و بیمهها که ذاتاً اهرم بالایی دارند، از ROE گویاتر است.
- حاشیهٔ سود
- ناخالص، عملیاتی و خالص — هر کدام تقسیم بر درآمد. حاشیهٔ خالص بالای ۱۰۰٪ یعنی سود از فروش بیشتر است: بیشتر سود از جای دیگری آمده و آن شرکت در رتبهٔ حاشیه با بقیه مقایسه نمیشود.
- نسبت بدهی به حقوق مالکانه
- جمع بدهیها تقسیم بر حقوق مالکانه. برای بانکها بهطور طبیعی بسیار بالاست (سپردهها بدهیاند)؛ دلیل دیگری که رتبه درونصنعتی است.
- CAGR — نرخ رشد مرکب سالانه
- رشد متوسط سالانه در چند سال. فقط روی صورتهای مالی با یک مبنا (همه تلفیقی یا همه جداگانه) سنجیده میشود؛ شرکتی که از جداگانه به تلفیقی رفته، «رشد» ناگهانی نشان میدهد که در واقع ورود زیرمجموعههاست. توجه کنید که در تورم بالای ریالی، بخش بزرگی از رشد اسمی، تورم است.
- TTM — دوازده ماه منتهی
- جمع چهار فصل اخیر، ساختهشده از صورتهای میاندورهای. وقتی تازهتر از آخرین صورت مالی سالانه باشد، بهجای آن استفاده میشود و روی صفحه میگوییم کدام.
- تلفیقی و جداگانه
- صورت مالی تلفیقی گروه را با زیرمجموعهها یکجا نشان میدهد؛ جداگانه فقط شرکت اصلی را. در تلفیقی، بخشی از سود مال سهامداران اقلیت زیرمجموعههاست — برای همین این سایت سود «سهم شرکت اصلی» را به کار میبرد.
- قیمت تعدیلشده
- قیمت گذشته که بابت افزایش سرمایه و سود نقدی اصلاح شده تا با امروز قابل مقایسه باشد. بدون آن، نمودار فولاد در نوزده سال فقط ۹۰٪ رشد نشان میدهد؛ با آن، بیش از هزار برابر.
- ارزش هر واحد صندوق بر اساس پرتفوی آن. معیار درست ارزیابی صندوقهاست، نه P/E. صندوقها در این سایت عمداً امتیاز بنیادی نمیگیرند.
- اعتبارسنجی حسابداری
- هر صورت مالی پیش از استفاده آزموده میشود: ترازنامه تراز است؟ سود ناخالص از درآمد منهای بهای تمامشده درمیآید؟ رقم مقایسهای با اطلاعیهٔ سال بعد میخواند؟ اجرایی که از این آزمونها رد نشود منتشر نمیشود. نرخها در سلامت داده.